رقاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقاد. [ رُ ] (ع اِ)خواب . یا رقاد مخصوص است به خواب شب . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). خواب . (غیاث اللغات ). خواب و خصوصاً خواب در شب . (ناظم الاطباء). خواب سبک اول شب . خواب . نوم . رقد. رقود. (یادداشت مؤلف ). خواب دراز. (دهار) (یادداشت مؤلف ). خواب یا خواب خوش . (فرهنگ نظام ).
رقاد. [ رُ ] (ع مص ) به خواب شدن . (منتهی الارب ). خوابیدن . (از اقرب الموارد). در خواب شدن . (فرهنگ نظام ). مصدر به معنی رَقد. (ناظم الاطباء). بخفتن . (المصادر زوزنی ). خفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). رجوع به رقد شود.