رقصیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقصیدن . [ رَ دَ ] (مص جعلی ) مصدر منحوت از رقص عربی . پای کوفتن . بازیگری کردن . کون و کچول کردن . پای بازی کردن . وشتن . (یادداشت مؤلف ). حرکاتی موزون همراه آهنگ موسیقی اجرا کردن . پای کوفتن . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ امثال : چه برای کر بزنی چه برای کور برقصی . (امثال و حکم دهخدا ج ٢ ص ٦٧٣). ♦ توی تاریکی رقصیدن ؛ در تداول عامه بدون اطلاع کاری را انجام دادن . کاری بی موقع کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ نزده رقصیدن ؛ در تداول عامه با مختصر بهانه و دست آویزی خود را وارد کاری کردن بدون ضرورت و لزوم و مناسبت : نزده می رقصد.