رقوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقوق . [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رَق ّ. (ناظم الاطباء) (دهار) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به معنی نوعی از چهارپایان آبی که به تمساح ماند. (از آنندراج ). رجوع به رق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رقوق . [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رَق ّ. (ناظم الاطباء) (دهار) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به معنی نوعی از چهارپایان آبی که به تمساح ماند. (از آنندراج ). رجوع به رق شود.