رماع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماع . [ رُ ] (ع اِ) بیماریی که در پشت ساقی عارض شود چندانکه از سقی منع کند آن را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ زردی و تغیری است که در روی زنان پیدا آید از بیماری فرج . (منتهی الارب ). دردی است در شکم که از آن روی زرد گردد. (اقرب الموارد).
رماع . [ رُ ] (اِخ ) موضعی است . (از معجم البلدان ). رجوع به معجم البلدان شود.