رمایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ یِ) [ ع. رمایة ] (مص ل.) تیر انداختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ یِ) [ ع. رمایه ] (مص ل.) تیر انداختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رمایة. [ رِ ی َ ] (ع مص ) تیر انداختن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). افکندن . انداختن . پرتاب کردن . (از اقرب الموارد). تیراندازی . ♦ سبق و رمایه ؛ اسب دوانی و تیراندازی . رجوع به سبق و رمایه شود. ◄ آهنگ و قصد مکانی کردن . ◄ یاری کردن . نصرت دادن . ◄ بر کسی عیب گرفتن و راندن و متهم ساختن وی . (از اقرب الموارد). عیب گرفتن بر کسی و متهم ساختن . (از المنجد). ◄ زیاد شدن مال . (از اقرب الموارد). ◄ ولایت دادن و مسلط ساختن کسی را بر شهری . (از اقرب الموارد)(از المنجد). و رجوع به رَمْی شود.