رموز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمز؛ رازها، نهفتهها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمز؛ رازها، نهفتهها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رموز. [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رمز. (اقرب الموارد). رمزها. رجوع به رمز شود : این سخن از اشارات و رموز متقدمان است . (کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال ... و شرح رموز و اشارات تقدیم نموده آید. (کلیله و دمنه ). در رموز متقدمان ... نخوانده ای که مَن سَل َّ سیف َالبغی قُتِل َ به . (کلیله و دمنه ).