رمیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رمیة. [ رَ می ی َ ] (ع اِ) شکاربه تیر افکنده، و منه الحدیث : یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة؛ یعنی در دین درآمدند و زود ازآن برون شدند و اثری از دین ندارند چنانکه تیر در صید نشست و صاف از آن بیرون رفت و به چیزی از آن صید آلوده نگشت . (منتهی الارب ). شکار به تیر افکنده خواه نر باشد خواه ماده، و یقال : «بئس الرمیة الارنب »؛ ای بئس الصید مما یرمی الارانب . ج، رَمایا. (از اقرب الموارد). ◄ زیادت . فزونی . (از متن اللغة).
رمیة. [ رَم ْ ی َ ] (ع اِ) یک بار انداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک بارتیر انداختن . (ناظم الاطباء). ◄ یک پرتاب تیر و مانند آن، و قولهم : رمیة مِن غیر رام ؛ در امری گویند که ناگاه رسد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رُب َّ رمیة مِن غیر رام ؛ ای رُب َّ رمیة مصیبة من رام مخطی ٔ، و این مثلی است در مورد کسی که کاری را درست انجام دهد و حال آنکه عادت وی خطا کردن باشد. (از اقرب الموارد) : اعیان درگاه را این حدیث سخیف نمود و لکن رمیة من غیر رام افتاد. (تاریخ بیهقی ).