رمیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رمیلة.[ رُ م َ ل َ ] (اِخ ) قریه ای است در بحرین ازآن بنی محارب بن عمروبن ودیعة العبقسیین . (از معجم البلدان ).
رمیلة. [ رُ م َ ل َ ] (اِخ ) سکونی گوید: منزلی است در راه بصره بسوی مکه بعد از ضریه . (معجم البلدان ).
رمیلة. [ رُ م َ ل َ ] (اِخ ) سمعانی گوید: دهی است از بیت المقدس و عده ای بدانجا منسوبند. (از معجم البلدان چ بیروت ج ٣ ص ٧٢). و رجوع به سمعانی در ذیل رمیلی شود.