رنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنان . [ رُ ] (اِخ ) دهی است از دیهای اصفهان . (از معجم البلدان ). و جماعتی از محدثان و قاریان بدانجا منسوبند. (از لباب الانساب ). در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠ چنین آمده است : قصبه ای است از دهستان ماربین بخش سده از شهرستان اصفهان واقع در ٩هزارگزی خاور سده و ٢هزارگزی راه شوسه ٔ اصفهان به تهران . آب و هوایی معتدل دارد و دارای ١٠٦٠٦ تن سکنه ٔ شیعه است که به فارسی سخن می گویند. آب آن از قنات و رودخانه تأمین می شود و از محصولات عمده اش غلات، صیفی، تنباکو، پنبه، حبوب و خربوزه و هندوانه قابل ذکر است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی است و زنان به کرباس بافی اشتغال دارند. راه آن ماشین رو است و دارای دبستان و سه زیارتگاه و یک دستگاه حمام قدیمی و بازارچه است .
رنان . [ رُ ] (اِخ ) ارنست . از علما و خاورشناسان و نویسندگان و مورخان معروف فرانسه بوده است . وی به سال ١٨٢٣م . در قصبه ٔ ترگیه متولدشد و به سال ١٨٩٢ م . درگذشت . در اوان شباب به فراگرفتن علوم دینی رغبتی نشان میداد اما پس از چندی از علوم دینی روی برتافت و به آموختن زبانهای شرقی پرداخت و السنه ٔ عبرانی و سریانی و عربی را بخوبی آموخت ودرباره ٔ ظهور و انتشار دین مسیح تحقیقاتی به عمل آورد و شرح زندگی عیسی را به صورت کتابی منتشر ساخت و نیز ترجمه ٔ احوال حواریون مسیح را برشته ٔ تحریر کشید. علاوه بر آنها درباره ٔ ابن رشد و فلسفه ٔ او تحقیقات دقیقی به عمل آورد و کتابی مفصل تحت عنوان ابن رشد و فلسفه ٔ او تألیف کرد. وی در این کتاب از فلسفه ٔ ابن رشد و تمام حکمای اسلام بتفصیل سخن گفته است . کتابهای دیگری نیز درباره ٔ زبانهای سامی مخصوصاً زبان عبرانی و تاریخ عبرانیان نگاشته است . و رجوع به لاروس و قاموس الاعلام ترکی شود.