رنج بردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کشیدن، بردن، تحمل کردن، آفتاب خوردن، آه ازدل برآوردن، آه کشیدن، اظهار ناراحتی (درد…) کردن، اضطراب داشتن، باک داشتن، پژمردن، مردن، دچار سختی و رنج و عذاب شدن احساس کردن، دردکردن غمگین بودن، اندوه خوردن، غم خوردن، دلگرفته شدن، محزون شدن، غصه خوردن، دلش گرفتن ساختن، صبور بودن، آرام ماندن