رنجبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ بَ) (ص فا.)<BR>۱- زحمتکش.<BR>۲- کارگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ بَ) (ص فا.) ۱- زحمتکش. ۲- کارگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنجبر. [ رَ ب َ ] (نف مرکب ) کارگر. صنعتگر. پیشه ور. اهل صنعت . زحمت کش . (ناظم الاطباء). رنج برنده . آنکه رنج برد. محنت کش . رنج بردار. رجوع به رنج بردار شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی