رنجور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ) (ص مر.) ۱- رنج کشیده. ۲- دردمند، بیمار. ۳- غمگین، آزرده.مترادفها و واژههای مرتبطآزرده، بستری، بیمار، رنجه، علیل، غمگین، مریض، ناتوان، ناسالم، نالانواژه قبلی: رنجهواژه بعدی: رنجیدن