رنق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنق . [ رَ ن َ ] (ع مص ) رُنوق . تیره شدن آب . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تیره شدن آب و جز آن . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). تیره و کدر شدن . (از اقرب الموارد).
رنق . [ رَ ] (ع ص ) آب تیره . (از منتهی الارب ). تیره و کدر. رَنَق . (از اقرب الموارد). رَنِق . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به دو لغت اخیر شود.
رنق . [ رَ ن َ ] (ع ص ) آب تیره . (مهذب الاسماء). رجوع به رَنِق و رَنْق شود.