رنگ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
برآمیختن (~. بَ. تَ) (مص ل.) فتنه کردن.
(~.) (اِ.) ۱- شُتر قوی که برای بچه زادن نگه میدارند. ۲- بز کوهی.
(~.) [ په. ] (اِ.) ۱- مادهای که از معدن یا گیاه یا با عمل شیمیایی به صورت پودر یا مایع تهیه کنند و برای نقاشی به کار برند. ۲- صورت ظاهر هر چیزی که دیده شود مانند: سفیدی و سبزی و سرخی و غیره.