رهنورد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ نَ وَ) (ص فا.) نک راهنورد.واژه قبلی: رهنمونیواژه بعدی: رهو