رو بازگشادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو بازگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رو باز کردن . روی گشاده کردن . گشودن نقاب و حجاب از چهره : در روی تو گفتم سخنی چند بگویم رو بازگشادی و در نطق ببستی . سعدی . و رجوع به روباز کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو بازگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رو باز کردن . روی گشاده کردن . گشودن نقاب و حجاب از چهره : در روی تو گفتم سخنی چند بگویم رو بازگشادی و در نطق ببستی . سعدی . و رجوع به روباز کردن شود.