رو شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، خجلت نبردن . خجالت نکشیدن : چطور روت شد این حرف باین زشتی را به او زدی . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، خجلت نبردن . خجالت نکشیدن : چطور روت شد این حرف باین زشتی را به او زدی . (یادداشت مؤلف ).