رو گردانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رو گردانیدن . [ گ َ دَ] (مص مرکب ) رو گرداندن . گذاشتن و ترک کردن . (ناظم الاطباء). اعراض کردن . (آنندراج ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٤٤). روی گردانیدن . اعراض . لُهیان . (یادداشت بخط مؤلف ): ذأر؛ رو گردانیدن از چیزی . (منتهی الارب ). فجر، فجوره، فجره ؛ رو گردانیدن از حق . (منتهی الارب ). و رجوع به رو گرداندن و روگردانی و روی گرداندن شود.