روات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روات . [ رُ ](ع اِ) ج ِ رات است که بلغت یمنی کاه را گویند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به رات شود.
روات . [ ] (اِخ ) رجوع به رواب شود.
روات . [ رُ ] (ع ص، اِ) رواة. ج ِ راوی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). رجوع به رواة و راوی شود : چنین شنیدم از ثقات روات . (سندبادنامه ص ١٢٩).