رواسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواسی . [ رَوْ وا ] (اِخ ) ابوالفتیان عمربن ابی الحسن عبدالکریم بن سعدویه دهستانی رواسی . از حفاظ حدیث است . وی به سال ٥٠٣ هَ .ق . در سرخس درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
رواسی . [ رَوْ وا ] (اِخ ) مسعربن کدام الرواسی . ازائمه ٔ کوفیان است و گویند او را به سبب بزرگی سرش بدین نسبت خوانده اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
رواسی . [ رَوْ وا ] (ص نسبی ) نسبت است به رواس و رأس و صحیح آن با همزه (رأاس ) است نه با واو و اصحاب حدیث آن رابا «واو» ذکر کنند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).