رواش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواش . [ رَ ] (اِ) رواج . (فرهنگ شعوری ) (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) : چو ارباب صنعت که ماهر شوند همی بایدش کار خود را رواش . ؟ (از شعوری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواش . [ رَ ] (اِ) رواج . (فرهنگ شعوری ) (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) : چو ارباب صنعت که ماهر شوند همی بایدش کار خود را رواش . ؟ (از شعوری ).