رواق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رواق . [ رَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع در ٣٣هزارگزی شمال شرقی بهبهان و ٢٢هزارگزی شمال راه آرو به بهبهان . دارای ٤٠ تن جمعیت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
رواق . [ رَ ] (ص ) صاف . خالص . صاف کرده شده . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
رواق . [رِ ] (ع اِ) ابرو. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). ◄ گوسپند ماده ٔ شاخدار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ اول شب و آخر شب . (منتهی الارب ). الرواق من اللیل ؛ مقدمه و جانبه . (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).