روانکاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.) روشی در روان - شناسی و درمان بیماریهای روانی که اساس آن کاوش در گذشتة بیمار، روابط خانوادگی، عشق و رویاهای او برای یافتن علت بیماری است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) روشی در روان - شناسی و درمان بیماریهای روانی که اساس آن کاوش در گذشته بیمار، روابط خانوادگی، عشق و رویاهای او برای یافتن علت بیماری است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روانکاوی . [ رَ ] (حامص مرکب ) تحلیل روحی . طریقه ای برای یافتن علت جنون یا مالیخولیا و مانند آن در بیماری با تفحص وقایع و حوادث واردآمده بر او در مدت عمر وی، و اساس آن بر این فرضیه استوار است که اعمال غیرعادی انسان مربوط به امیال بظاهر سرکوفته و اقناع نشده ای است که در خفایای مجهول ضمیر انسان فعالیت و پایداری میکنند و باعث اعمال و افعال غیرطبیعی در انسان میگردند. مؤسس اصلی این طریقه فروید دانشمند معروف اتریشی است . رجوع به دائرةالمعارف بریتانیکا شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی