روتازه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روتازه . [ زَ / زِ ] (ص مرکب ) تازه رو. خوشرو. گشاده رو. بشاش : به شمس الدین محمد گفت برخیز بیار آن زاهد روتازه را تیز. نظامی . و رجوع به تازه رو شود. ◄ مرحوم وحید دستگردی روتازه را در بیت ذیل از نظامی، تازه سکه معنی کرده است : دادمش نقدهای روتازه چیزهایی برون ز اندازه . (هفت پیکر ص ١٥٢).