روح آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه از شهرستان نیشابور، واقع در ٦ هزارگزی باختر نیشابور. منطقه ای است جلگه ای و آب و هوایی معتدل دارد. سکنه ٔ آن ٥٠٦ تن است که مذهب تشیع دارند و به ترکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصولش غلات و شغل مردم زراعت و مالداری است و راه اتومبیلرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
روح آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در ٤٢هزارگزی باختر معلم کلایه و ٥٢هزارگزی راه عمومی . در دامنه واقع است و آب و هوایی معتدل دارد. سکنه ٔ آن ٦٢ تن است که مذهب تشیع دارند و به لهجه ٔ تاتی فارسی سخن می گویند. آب آن از رودخانه ٔ خارارود تأمین میشود و محصولش غلات و چغندر قند و زغال اخته و لبنیات، و شغل مردم زراعت و گله داری و جاجیم بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
روح آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور واقع در ١٥هزارگزی جنوب خاوری نیشابور. منطقه ای است جلگه ای و هوایی گرم دارد. سکنه ٔ آن ٥٠٦ تن است که مذهب تشیع دارند و به ترکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، و شغل مردم مالداری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).