روح انسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح انسان . [ ح ِ اِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روح انسانی . در حکمة الاشراق (ص ٢٦٧) آمده : روح انسان که همان روح الهی است در این عالم نیست، آری او را تعلقی ببدن است : چون تعلق مَلِک به ملک، و در آن چنانکه خواهد تصرف کند، و مادام که تعلق آن ثابت ماند انسان نیز زنده باشد و چون علاقه بریده شود زندگی از میان میرود -انتهی . و رجوع به روح انسانی و روح شود.