روح ا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روح ا. [ حُل ْ لاه ] (اِخ ) (قاضی ) قزوینی . عموی میرزا شرف جهان قاضی قزوین که این شخص شاید همان شرف قزوینی است . (الذریعه ذیل دیوان روح اﷲ). وی بسال ٩٤٢ هَ .ق . درگذشت . این مطلع از اوست : مراست غرقه بخون چشم اشکبار از تو بغیر خون دلم نیست در کنار از تو. رجوع به تحفه ٔ سامی ص ٢٩ و الذریعه ذیل «دیوان روح اﷲ» و فرهنگ سخنوران ذیل روح قزوینی شود.
روح ا. [ حُل ْ لاه ] (اِخ ) خمینی . رجوع به خمینی شود.
روح ا. [ حُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن عبداﷲ قزوینی (متوفی بسال ٥٤١ هَ. ق ) او راست : شمس المنیر الاعظم فی اسماء البدر المسیر المعظم . (کشف الظنون چ استانبول ج ٢ ستون ١٠٦٢).