واژه جو

روح عقلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روح عقلی . [ ح ِ ع َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بگفته ٔ امام غزالی از مراتب ارواح نورانیه ٔ بشریه است و آن روحی است که بدان معانی مستخرج از حس و خیال درک میشود و آن جوهرخاص ّ انسانی است و در چارپا و بچه وجود ندارد و مدرکات آن معارف ضروری کلی است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ذیل روح ). و رجوع به روح (در اصطلاح حکمت ) شود.

معنی روح عقلی | واژه جو