واژه جو

روح فزایی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روح فزایی . [ ف َ ] (حامص مرکب ) روح فزا بودن . جانبخشی . روان بخشی : از روانبخشی عیسی نزنم دم هرگز زآنکه در روح فزایی چو لبت ماهر نیست . حافظ. رجوع به روح افزا و روح فزا شود.

معنی روح فزایی | واژه جو