واژه جو

روحی ساوجی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روحی ساوجی . [ ی ِ وَ ] (اِخ )روحی تاجر. شاعر قرن دهم هجری . او راست این مطلع: من کیستم بکوی بلا خانه ساخته با نامرادی دل دیوانه ساخته . (از تحفه ٔ سامی ص ١٥٣). و رجوع به فرهنگ سخنوران و الذریعه ذیل دیوان روحی ساوجی شود.

معنی روحی ساوجی | واژه جو