رود زم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رود زم . [ دِ زَ ] (اِخ ) رودخانه ای است مشهور. رودخانه ای است، و بعضی گفته اند نام شهری است که این رود از پهلوی آن میگذرد. (حاشیه ٔ دیوان ناصرخسرو) : دهن خشک ماند بگاه نظر اگر در دهانش نهی رود زم . ناصرخسرو. ترا فردا ندارد سود آب روی دنیایی اگر بر رویت ای نادان برانی آب رود زم . ناصرخسرو. گر بزمین افتدی هندسه ٔ رأی تو قوس وقزح سازدی طاق پل رود زم . خاقانی . رجوع به رود ژم شود.