واژه جو

رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۱۰۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شو، بدان گنج اندرون خمی بجوی زیر او سمچیست، بیرون شد بدوی

معنی رودکی | مثنوی‌ها | ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه | بخش ۱۰۳ | واژه جو