رود/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- ساز، ساز زهی. ۲- سرود.جامگان (مِ) (اِمر.) جِ رود جامه.(اِ.) فرزند، پسر یا دختر.بیشترمترادفها و واژههای مرتبطجدول، جویبار، جوی، رودخانه، نهرجگربند، جگرپاره، فرزند، کودکسازواژه قبلی: روخ چکادواژه بعدی: رود جامه