روز به
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روز به . [ زِ ب ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روز خجسته . هنگام خوش ومبارک و میمون . روز بهتر و خوشتر. (ناظم الاطباء).
روزبه . [ ب ِ ] (اِخ ) نکنی . اسدی طوسی در ذیل کلمه ٔ شاشه باین بیت او تمثل جسته است : ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی گردند همه جمله و بر ریش تو شاشه . (از فرهنگ اسدی چ دبیرسیاقی ص ٦٨). شاید این شاعر همان روزبه بن عبداﷲ نکتی باشد. رجوع بهمین نام شود.
روزبه . [ ب ِ ] (اِخ ) نام وزیر بهرام گور پادشاه ساسانی . (از فرهنگ شاهنامه ).