روز سیاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روز سیاه . [ زِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از روز بد. (برهان قاطع) (غیاث اللغات ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). ◄ روز ماتم . (برهان قاطع) (غیاث اللغات ) (از انجمن آرا) (از شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). ◄ روز نحس . (برهان قاطع) (ازغیاث اللغات ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). ◄ روز آزار و تشویش . (از برهان قاطع). ◄ کنایه از ایام عاشقی و هجران . (از لغت محلی شوشتر). ♦ امثال : پول سفید برای روز سیاه است ؛ از پس انداز کردن برای روزهای تاریک زندگی نباید غفلت کرد. (از فرهنگ عوام ).