روزفزون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روزفزون . [ ف ُ / ف َ ] (نف مرکب ) روزافزون . چیزی که هر روز بیفزاید : فربه شده ست و روزفزون گنج و ملک و جاه زان نیز کاسته تن بدخواه جاه تو. فرخی . همه ترکستان بگرفت و بخانه بنشست بشرف روزفزون و بهنر ملک آرای . فرخی . و رجوع به روز افزون شود.