واژه جو

روزگار رفته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. رَ تِ) (ص مر.) کنایه از:<BR>۱- بخت برگشته، بی اقبال.<BR>۲- کسی که عمرش بیهوده سپری شده.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. رَ تِ) (ص مر.) کنایه از: ۱- بخت برگشته، بی اقبال. ۲- کسی که عمرش بیهوده سپری شده.

معنی روزگار رفته | واژه جو