واژه جو

روزگون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روزگون . (ص مرکب ) روشن مانند روز. (ناظم الاطباء) : بر دختر آمد پر از خنده لب گشاده رخ روزگون زیرشب . فردوسی .

معنی روزگون | واژه جو