واژه جو

روزیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(دَ) (مص ل.) روشن شدن، تافتن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(دَ) (مص ل.) روشن شدن، تافتن.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روزیدن . [ دَ ] (مص ) بیرون ریختن و خارج شدن آب از ظرف یا از جایی . (از فرهنگ شعوری ).

معنی روزیدن | واژه جو