روسیاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روسیاهی . (حامص مرکب ) سیاه بودن روی . (ناظم الاطباء). چگونگی و حالت روسیاه . ◄ رسوایی و فضیحت . ◄ جرم و تقصیر خطا و گناه . (ناظم الاطباء) : ز ممکن روسیاهی در دو عالم جدا هرگز نشد واﷲ اعلم . شبستری . ◄ شرمندگی از قصور یا تقصیر. سوادالوجه . (یادداشت مؤلف ). ♦ امثال : زمستان رفت روسیاهی به زغال ماند ؛ با اینکه یاری و مددی نکرد کار و مقصود چنانکه منظور بود انجام یافت . (امثال و حکم دهخدا).