روشن بین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ شَ)(ص فا.)۱ - دانا. ۲- روشنفکر.مترادفها و واژههای مرتبطتیزبین، تیزچشم، روشنضمیر، عاقبتنگر، مالاندیشواژه قبلی: روشنواژه بعدی: روشن بینی