روشن سواد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روشن سواد. [ رَ / رُو ش َ س َ ] (ص مرکب ) باوقوف و دانای در خواندن خط. (ناظم الاطباء). ◄ صاحب آنندراج کلمه را بمعنی آنکه برخواندن و مطالعه نمودن خط و کتابت قدرت داشته باشد آورده و بیت ذیل را شاهد قرار داده است : صبحها روشن سواد نسخه ٔ آرام نیست سطرکردی در نظر از مشق رم آورده ایم . بیدل (از آنندراج ). اما در این بیت روشن سواد معنی سواد و پیش نویس و خط قابل خواندن و تمیز مثل پاکنویس و بیاض دارد.