واژه‌جو

روشن فیروز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روشن فیروز. [ رَ ش َ ] (اِخ ) یکی از دو شهری است که بنا بنوشته ٔ مجمل التواریخ و القصص (ص ٧١) بوسیله ٔ فیروز پسر یزدگرد پادشاه ساسانی بنا شده است . و رجوع به فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ٨٣ و تاریخ گزیده چ لیدن ص ١١٤ شود.

معنی روشن فیروز | واژه‌جو