روشنگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) (حامص.) رفع ابهام، ایضاح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) (حامص.) رفع ابهام، ایضاح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روشنگری . [ رَ / رُو ش َ گ َ ] (حامص مرکب ) شغل و عمل روشنگر. صیقل . صقال . زدودن زنگ از آهن و آینه و جز آن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به روشنگر شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فرانمون
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی