روشن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مشعشع، منور، نورانی، نوردار آشکار، بارز، بدیهی، صریح، عیان، قطعی، مبرهن، محقق، مشخص، مشهود، معلوم، معین، واضح، واضح کوک گویا براق، تابان، جلی، رخشان، متجلی زلال، شفاف (متضاد: تاریک، تیره، مبهم، ناگویا، کدر، غیر شفاف)