واژه جو

روشکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

روشکان . [ ] (اِخ ) دهی است از بخشی دستجرد شهرستان قم . سکنه ٔ آن ٢١٢ تن و محصول آنجا غلات و بنشن و گردو و قیسی . آب آن از قنات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی روشکان | واژه جو