روضه گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روضه گاه . [ رَ ض ِ / ض َ ] (اِ مرکب ) ظاهراً جایگاه سبزه و چمن . باغستان . چمنزار : بود در روضه گاه آن بستان چمنی بر کنار سروستان . نظامی . روضه گاهی چو صد نگار در او سرو و شمشاد بیشمار در او. نظامی . چشم او را که مهر مازاغ است . روضه گاه برون این باغ است . نظامی . ◄ مقبره . گور : از کوه درآمدی چو سیلی رفتی سوی روضه گاه لیلی . نظامی . کردند چنانکه داشت راهی بر تربت هر دو روضه گاهی . نظامی .