روغن دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روغن دار. [ رَ/ رُو غ َ ] (ص مرکب ) هر چیز چرب و چربی دار. (ناظم الاطباء). هر چیز که به روغن آلوده باشد. (آنندراج ). ♦ چراغ روغن دار ؛ چراغی که با روغن روشن می شود. چراغی که روغن دارد : کند خیال تو در چشم پرسرشک آرام که شعله رام شود با چراغ روغن دار. اشرف (از آنندراج ).