رولت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- نوعی دستگاه قمار که دارای شمارههایی است. آن را میچرخانند و روی شماره ایی که خواهد ایستاد شرط بندی میکنند.<BR>۲- نوعی شیرینی خامهای.<BR>۳- نوعی خوراکی که گوشت، پنیر... را لای خمیر نان میپیچند و آن را یا سرخ میکنند یا میپزند.<BR>۴- چرخ کوچک دندانه داری همراه با یک دسته برای انتقال طرح یا الگو روی پارچه یا کاغذ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- نوعی دستگاه قمار که دارای شمارههایی است. آن را میچرخانند و روی شماره ایی که خواهد ایستاد شرط بندی میکنند. ۲- نوعی شیرینی خامهای. ۳- نوعی خوراکی که گوشت، پنیر... را لای خمیر نان میپیچند و آن را یا سرخ میکنند یا میپزند. ۴- چرخ کوچک دندانه داری همراه با یک دسته برای انتقال طرح یا الگو روی پارچه یا کاغذ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رولت . [ رُ ل ِ ] (فرانسوی، اِ) غلتک . (لغات فرهنگستان ). چرخی کوچک که به همه جهات حرکت کند و شیئی را که بدان متصل است با خود برد. ◄ چرخ رنده ای است دسته دار که جهت انتقال طرح از الگو به پارچه مورد استفاده قرار می گیرد. ◄ نوعی بازی که در آن برنده بوسیله ٔ توقف گلوله ٔ روی یکی از نمره های لوحه ای متحرک تعیین شود. ◄ حربه ٔ آتشین دستی کوتاه و خودکار که بدان چند تیر می توانند درکنندبدون آنکه پس از هر بار آنرا پر نمایند، شش لول . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ نوعی شیرینی است و وجه تسمیه آن است که خمیر این شیرینی را بشکل مستطیل ببرند و بر سطح آن خامه مالند و پس لوله کنند و به قطعاتی که یک یا دو سانتی متر عرض داشته باشند ببرند.