رومال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رومال . (اِ مرکب ) پارچه ای که بدان روی را پاک کنند. دستمال و ابزاری وبشگیر. (ناظم الاطباء). مندیل . دستمال . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). پارچه ای که بدان روی را از غبارو جز آن پاک کنند. (آنندراج ). دستمال . دستمال بزرگ :سری که درد نمی کند رومال چرا باید بست . در لهجه ٔ مردم چهار محال و پاکستان، دستمال . (یادداشت مؤلف ). ♦ رومال سیاه ؛ چون پرده ٔ مشکین و پرده ٔ نیلوفری که بستن آن بر چشم آشوب گرفته معمول است . (آنندراج ): بست رومال سیه بر چشم آن آرام جان گشت آهویی درون خیمه ٔ لیلی نهان . صائب (از آنندراج ). ◄ چارقد. (یادداشت مؤلف ). دستار. (لغت محلی شوشتر. ◄ نوعی از کبوتر. ◄ (نف ) امردباز. (ناظم الاطباء).